هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن
وقتي واقعيتها آدم را فريب مي دهند چه كار مي شود كرد؟ روزگاريست كه حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن كرده است و راست راست در خيابان راه مي رود،عشق نشسته است كنار خيابان، كلاهي كشيده بر سر و دارد گدايي مي كند و مرگ، در قالب دختركي زيبا گلهاي رز زرد مي فروشد
آدم هر چقدر داناتر شود، انتظارش از مردم کمتر مي شود *همه ي انسان ها زير يک آسمانند اما افق هاي گوناگون را تماشا مي کنند *معشوق هر کس هم صيد اوست هم صيادش *اهل دنيا آدم را گرم مي خوانند و سرد مي دانند *گاهي نگاه بهتر از زبان سخن مي گويد *عشاق از وادي سکوت تکلم مي کنند *درياب مرا که دل دريايي من بي تو مرداب است *زير رگبار نگاهت دلم انگار زير و رو شد واسه ي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشيدي انگار نفسم بريد تو سينه ابر و باد و دريا گفتن حس عاشقي همينه
براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود
ديروز با عشق مي جنگيديم و امروز با عاشقي . آنجا براي رزم هاي شبانه مي رفتيم، اينجا براي بزم هاي عاشقانه . ديروز با هم به دشمن مي زديم و امروز براي هم مي زنيم . آنان که دريايي زيستند مردابي نمي ميرند.
عشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز اوج عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر ، يعني انتظار عشق يعني اشتياق و اضطراب عشق يعني دلهره ، يعني شتاب عشق يعني اشک ، يعني عاطفه عشق يعني
هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي روح توست نه در بزرگي گناه او
|